سوغاتی از ایران
«قراره مهاجرت کنم»، «تو هم یه روزی باید بری»، «دارم به رفتن فکر میکنم»، «تو هنوز موندی؟»، «کارای مهاجرتات چی شد؟»
اینها همه جملاتی هستند که تا جایی که در یاد دارم، در گفتوگوهای میان اطرافیانم بارها و بارها تکرار شدهاند. این گفتوگوها به مرور زمان به نقشهای تکرارشونده در ناخودآگاه من تبدیل شده و در زبان روزمره و محاورهام رسوب کردهاند.
زین «سوغاتی از ایران»، تلاشیست برای به تصویر کشیدن تأثیر گفتوگوهای مکرر دربارهی «رفتن» و «مهاجرت»؛ چه از سوی آنهایی که هنوز ماندهاند و چه آنهایی که رفتهاند. وقتی به مهاجرت فکر میکنم، با هویتها و تکههای پراکندهی ریشهی خودم روبهرو میشوم؛ هویتها و تکههایی که هرکدام در بقچههایی جداگانه در ذهنم بستهبندی میشوند و کوهی از «همهچیز» را شکل میدهند. بقچهها یادگار بخشهایی از ما هستند که جا میمانند و هیچگاه مطمئن نیستیم که بتوانیم همهشان را با خود ببریم.
عاکف رحمتی (متولد ۱۳۷۶) هنرمند تجسمی ساکن تهران است. او دانشآموختهی رشتهی گرافیک از دانشگاه سوره و کارشناسی ارشد نقاشی از دانشگاه تهران است.
آثار عاکف در مرز میان نقاشی و تصویرسازی حرکت میکند و اغلب بر پایهی روایتگری شکل میگیرند. دغدغههای اخیر او پیرامون هویتهای چندلایهی فردی و جمعی شکل گرفتهاند؛ از جمله محل زیست اجتماعی و فرهنگی، جنسیت و هویت جنسی، و تجربههای ارتباطی. این مفاهیم در آثارش گاه با لایههایی از نقد اجتماعی درمیآمیزند و به تمهایی معاصر و واکنشگرایانهی بصری راه میبرند.
او در کارهایش از تکنیکهای متنوعی همچون نقاشی دیجیتال، آکریلیک، مرکب، جوهر و راپید استفاده میکند. تلاش او بر این است که از خلال زبان تصویریاش، پلی از تجربه و درک مشترک میان آثارش و مخاطب ایجاد کند.